تبليغاتX
مرصاد امروز
::و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتابل احياعندربهم يرزقون ::

درباره وبلاگ
فلسطين بود ونگاهي كه تمام مظلوميت رافريادمي كرد اسرائيل بودونگاهي كه تمام ظلم راعربده مي كشيد. فلسطين بودوفريادي ، واوراگوشي نه.اسرائيل بودوبيدادواورادستاني هم داستان
واماما؟؟؟مابوديم وشورياوري تنهاماندگان مابوديم وشوق كوبش دشمن واكنون،هستيم واينك ماهستيم درياوري مظلوم ماهستيم وهرچه درتوان است. ماهستيم وتكليف انساني ماهستيم تافلسطين سبزباشد
به همين سادگي
دانلود فيلم
پيوندها
جستجو





نقل مکان
با به این سایت  نقل مکان کردیم  این سایت در بردارنده فیلم وتصاویری ناب از حزب الله می باشد

http://soutalmostazefin.ir

نظر فراموش نشه
نوشته شده توسط وعده صادق |
صدا وسيماي اصلاح طلبان

اين هفته بازار سايتهاي اصلاح طلبان برروي تبليغات صدا وسيما واعتراضات آنها بر تبليغاتي وحزبي بودن صدا وسيما به نفع احمدي نژاد كليك كرده ظاهرا اين طايفه هر هفته برروي يك پروژه كليك مي كنند .يك هفته پرتقال اسراييلي يك هفته سيب زميني و... به هر حال ما را برآن داشت تا مطالبي درخصوص صدا وسيما بنويسيم .

هنوز ماازياد نبرده ايم درانتخابات دوره ششم كه آقاي احمد توكلي رقيب اكبر هاشمي رفسنجاني بود قرار برآن شده بود دو نطق نيم ساعته از تلويزيون وصدا وسيما داشته باشد كه نطق اول آن پذيرفته شد ولي نطق نيم ساعت دوم آن كه به شدت انتقاد از عملكرد اكبر هاشمي رفسنجاني داشت توسط محمد هاشمي برادر اكبر هاشمي رفسنجاني كه درآن زمان زمام رياست صدا وسيما داشت طي پيامي به احمد توكلي گفته بود يا فسمتهايي ازاين نطق را حذف مي كنيد وما پخش مي كنيم ويا حذف نمي كنيد وما پخش نمي كنيم

محمد هاشمي مسئول صدا وسيماي سابق برادر اكبر هاشمي رفسنجاني

توكلي هم درجواب پیام ايشان گفته بودند ما حذف نمي كنيم وپخش مي كنيم . بعدازاين ماجرا محمد هاشمي رييس وقت سازمان صدا و سيما در اقدامي غيرقانوني و عجيب، برنامه انتخاباتي ضبط شده توكلي را راس ساعت مقرر از تلويزيون پخش نكرد و سرانجام با اصرار و فشار ديگران مجبور شد كه با چند ساعت تاخير آنرا پخش كند! البته هيچكدام اين مخالفتها باعث نشد كه توكلي حرفش را پس بگيرد و يا آرام‌تر شود.

ناگفته نماند كه سردار سازندگي نيز از مواهب رياست لاريجاني بر صداوسيما بي‌نصيب نماند و حجم تبليغات و بزرگنمايي كه صداوسيما در دو سال پاياني رياست‌جمهوري رفسنجاني درباره وي انجام داد، به مراتب بيشتر از تبليغاتي بود كه رسانه‌ ملي در زمان مديريت برادر رئيس‌جمهور سابق درباره وي انجام مي‌داد

هنوز از يادمان نرفته است در زمان آقاي هاشمي رفسنجاني، زماني که يک کارخانه لاستيک سازي و سيمان در اردبيل راه اندازي مي کردند، صدا و سيما به طور زنده راه اندازي اين دو کارخانه با حضور آقاي رفسنجاني را پخش مي کرد. اکنون چندين برابر آن در کشور کار کرده ايم مثل توليد سيمان  

دولت هاشمي (68-76) 8 سال 7.4 ميليون تن 900 هزار تن 24.2 ميليون تن
دولت خاتمي (76-84) 8 سال 10 ميليون تن 1.25 ميليون تن 34.3ميليون تن
دولت احمدي نژاد 3.5 سال 29.7 ميليون تن 8.5 ميليون تن 64 ميليون تن
و اصلاً مردم در جريان قرار نگرفته اند. اگر نسبت به فعاليت در دولت ها حساب کنيم اصلاً مردم در جريان قرار نمي گيرند و صداوسيما اطلاع رساني نمي کند و در خدمت دولت نيست

خاتمي

«محمد سلیمانی» وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در همایش سراسری مدیران روابط عمومی این وزارتخانه و شرکت‌های تابعه آن، گفته بود: «در دولت گذشته نشست‌های مطبوعاتی سخنگوی دولت به طور کامل از رسانه ملی پخش می‌شد اما دولت نهم بلندگویی ندارد که بتواند صحبت‌های خود را بیان کند

چند روز پيش هم اسامي 200 تن از بازيگران و مجريان صدا وسيما در ائتلافي به نفع مير حسين موسوي اعلام حضور كردند و چگونه شما مي گوييد تمامي افراد صدا وسيما بر عليه ما بسيج شده اند

لااقل نظر كروبي دريكي ازدانشگاها را شنيده ايد كه يكي ازدانشجويان سئوالي پرسيدكه چرا با بزرگنمایی اختلافات بین اصلاح طلبان بهانه دست صدا و سیما و مخصوصا" بیست و سی" می دهید.کروبی گفت:بیست و سی سیمای جمهوری اسلامی است و این مطالب را پخش می کند.ولی ما در صدا و سیما برنامه ها و شبکه های خوب هم داریم از جمله رادیو جوان!!! بعدازآن هم اگر رسانه هاي اصلاح طلبان را مورد بررسي نماييم پي به اين موضوع مي بريم كه چه تعريف وتمجيدهايي ازهمين راديو جوان مي كنند كه نشان از اين مي دهد كه اصلاح طلبان آن گونه كه مي گويند درصدا وسيما تنهاي تنها هم نيستند.

خاتمي ورسانه هاي وصداوسيما

حال كه امروز دولتي كه بر طبق آمار وارقام هفت برابر دولتهاي قبل خدمت رساني مي كند بايد 7 شبكه صدا وسيما هفت برابر آنها نشان بدهد و اصلاح طلبان ازهمين اطلاع رساني مي ترسند كه مردم بدانند كه چه كم كاريهايي دولتهاي قبل نسبت به آنها كرده اند.

كروبي وصداوسيما

درآخر خاطره اي هم ازيكي ازدوستان اصلاح طلب بگويم خالي ازلطف نيست:

چند روز بعداز سال تحويل با يكي ازدوستان كه جناح اصلاح طلب بود وبه منزل ما تشريف آورده بودند داشتيم نگاه اخبار مي كرديم كه خبراز ديدار احمدي نژاد به شير خوارگاه وايتام كرد يك لحظه دوست ما گفتش نگاه كن نزديك انتخابات است چقدردارند مظلوم نمايي مي كنند ودكتر دستپاچه شده دارد با كارهاي تبليغاتي وسركشي به بچه يتيمها مي خواهد بااحساسات مردم راي جمع كند ، منم گفتم زرشك ببخشيد اولا اگر نگاهي به 3 عيد قبل هم نماييد مي بينيد كه آقاي رييس جمهور بعدازسال تحويل هميشه دربرنامه هاي خود از شيرخوارگاه ويتيمان ديدار مي كند بعدشمن تصاوير سالهاي قبل رودركامپيوتر نشانش دادم دوما شما اين روزها حساس شده ايد چون نزديك انتخابات است والا اين كارها را درماه رمضان امسال هم درپلي افطاري ايشان به يتيمان شهر تهران سرزدند وافطاري رو با اونها سركردند.

ياعلي

نوشته شده توسط وعده صادق |
مير حسين موسوي دوباره سوتي داد

به گزارش سايت ستاد انتخاباتي میرحسین موسوی (قلم نيوز)در تاريخ ۲/۲/۸۸ در صورت رییس جمهور شدن مير حسين، با اتخاذ تدابیری، از به وجود آمدن شرایطی که موجب دویدن مردم به دنبال ماشین مسوولان در استان ها و شهرستان های مختلف شود، جلوگیری و تلاش خواهد کرد که منزلت مردم حفظ شود

میرحسین موسوی درنطقي اعلام نمود در صورتی که رییس جمهور شود از ایجاد شرایطی که مردم در مراسم استقبال ها و دیدارهای منطقه یی و استانی، دنبال ماشین مسوولان بدوند، جلوگیری خواهد کرد.
موسوی که نسبت به ایجاد شرایطی که مردم به دنبال اتومبیل مسوولان بدوند، به شدت انتقاد دارد، در سفرهایش به استان های مختلف کشور نیز این سیاست را دنبال می کند که مردم علاقه مند به شنیدن سخنانش، در یک مکان مشخص جمع شوند و او به دیدار با آنها برود نه اینکه مردم به استقبال او بیایند یا دنبال اتومبیل حامل وی بدوند. اينم لينكش قلم نيوز(براي دوستاني كه مطلب مارو كذب ياتحريف كردند درقسمت نظرات)

چند سوال ساده از ميرحسين موسوي

آقاي ميرحسين موسوي شما كه چنين عقيده اي راداريد مي خواهم بدانم آيا احترام وارزش نهادن به مردم فقط مخصوص رييس جمهورها هست يا تمام مردم بايد چنين اصول اخلاقي را درمقابل هم رعايت كنند ؟ پس چرا وقتي خودتان براي سفرهاي تبليغاتي كه انجام مي دهيد مردم به دنبال ماشين شما مي دوند وگاهي هم مشاهده ميشود براي گوش دادن به سخنان مردم وحتي بعضي از سخنرانيهاي خود در بین مردم گنبد و علی آباد کتول استان گلستان وسفر گلستان خود حاضر به پياده شدن از ماشين نشديد و در همان حالت كه سوار ماشين بوديد دربالاي ماشين براي مردم سخنراني نموديد ؟وآيا فكر نمي كنيد كسي كه از حالا مردم رابه دنبال ماشين كشيد و امروز چنين شعارهايي كه خود عمل نمي كند سرداد فردا كه رييس جمهور شود شايد مردم رافراموش كندوديگر درميان مردم با ماشين هم ظاهر نشود؟ آيا ازاينكه فكر مي كنيد كسي به استقبال كسي تيليد بي احترامي است يا ازترس جان خودتان مي گوييد براي آينده كه اگر به نان ونوايي رسيديد ديگر درميان مردم نباشيد وبه قول خودتان اگر رييس جمهور شديد مردم رايكجا جمع مي كنيد وهمانجا برايشان سخنراني مي كنيد واستقبالي ديگر دركارنباشد؟شايد زمينه سازي براي حفظ جان خود باشد ؟

آيا واقعا به گفته خودتان احترام وارزش نهادن به مردم فقط مختص رييس جمهورها هست يا همه؟

مير حسين موسوي درماشين

مير حسين موسوي سوار بر اتوبوس درگلستان ومردم به دنبال ماشين او

مير حسين موسوي سوار بر اتوبوس درگلستان

مير حسين موسوي درگنبد و علی آباد کتول استان گلستان  مردم كه هيچ حيوانات هم رابه دنبال خود مي دواند

مير حسين موسوي درگلستان

مير حسن موسوي وحيوان

موسوی در گرگان

.ميرحسين موسوي

مير حسين موسوي درخوزستان

.مير حسين موسوي

مير حسين درخوزستان

  مير حسين موسوي

 مير حسين موسوي درگنبد و علی آباد کتول استان گلستان

نوشته شده توسط وعده صادق |
روايتي دسته اول از نحوه پيدا كردن قبر شهيد محمد باقر صدر

  ۱۹ فروردين سالروز شهادت شهيد سيد محمد باقر صدربه دست صدام

قرار براين بود درسه گوشه دنيا قيام شود ديدند خميني پيروز شده پس محمد باقر صدر را درعراق شهيد كردند وامام موسي صدررا درلبنان مخفي كردند.

پيشگفتار : درزمان صدام درپي قيامهايي كه شهيد صدر انجام مي داد وصدام ايشان راخطري براي خويش مي دانست بعداز انقلاب درايران ايشان را دستگير وازايشان خواست تا از تاييد انقلاب اسلامي وامام خميني دست بردارد ، وباصدور بيانيه اي ازمواضع حزب بعث حمايت وعضويت درحزب الدعوه راتحريم كند وفتواي تحريم حزب بحث راپس گيرد اما او بااين كار مخالفت نمودتاسرانجام سه روز بعد اورابه شهادت برساند ومخفيانه اورادفن نمايد. وقبر وي رانامعلوم بگمارد.وتنها يك گوركن كه درآن شب درمحل حضورداشته است محل دفن شهيد صدر رامي دانسته وباآن اوضاع خفقان در عراق اگر اين راز رافاش مي كرد بااينكه اين مرجع بزرگوار بيش از میلیونها مريد وياور داشت حكم اعدام براي اوداشت. درطي چند دهه مريدان ودوستداران شيعي بدنبال قبر مبارك اين عالم بزرگوار بودند كه سالها مخفي بوده است.

    امام موسي صدر وشهيد محمد باقر صدردر لبنان

  امام موسي صدر وشهيد محمد باقر صدر

آنچه مي خوانيد داستاني است از جريان پيدا شدن قبراين بزرگوار كه 19 فروردين سالگر شهادت اين بزرگمرد تاريخ بوده است.

هنگامي كه سيد محمد باقر صدر درسال 1980 اعدام شد، سيد كامل عميدي اين خبررااز اخبار ساعت 9 شب راديو لندن شنيد. درآن موقع وي درشهر حله بود. بعداز شروع جنگ ميان عراق وايران و احضار وي به خدمت وظيفه سربازي ، به نجف اشرف رفت ودرمقبره هاي وادي السلام ، مخفي و به اتفاق برادر بزرگش و پسر عمويش (سيد محمد رضا) وپسر خواهرش ، سيد زهير عميدي ، نزديكي از گوركنان به نام خليل قزويني مشغول به كارشد. سيد كامل ، داوطلبانه به جستجوي قبر سيد صدر پرداخت تااينكه همان سال توانست اوسط گوركن ديگري به نام عباس بلاش خضير بركاوي ، آن راپيدا كند . چندي بعد سيد كامل عميدي ازنجف اشرف مجددا به شهر حله نقل مكن كرد.

 

عباس بلاش درسال 1986 ودردوران جنگ ايران وعراق ، براي گذراندن سربازي احضار شد. اوچون مي ترسيد كه دراين جنگ كشته شود ومحل قبر صدر گمنام بماند ، نزد دو نفر كه به آنها اعتماد داشت و عبارت بودند ازهلال حسين المختار و پيرمردي به نام رويضي رفت وموضوع رابه آنها اطلاع داد و وادارشان كرددرحرم امام علي (ع) قسم ياد كنند كه اين رازرافاش نكنند تامحل قبر رابه آنها نشان دهد وپس ازقسم خوردن آنها، درنيمه هاي شب ، محل قبررابه آنها نشان داد.

با خاك يكسان كردن قبرها پس ازانتفاضه شعبانيه:

پس از انتفاضه شعبانيه در 15 شعبان 1441 هجري قمري مصادف با 1991/3/3 ميلادي ، يكي از دستياران صدام حسين به نامبرده پيشنهاد كرد چنانچه بخواهيد ازشيعيان انتقام بگيريد قبرهاي آنان رانابود كنيد، همانطور كه انها شما رانارحت كردند. و واضح است كه هر خانواده عراقي قبري درقبرستان دارد.درپي اين پيشنهاد ، رژيم عراق عملا اقدام به احداث جاده هاي زيادي دراين قبرستان كرد. اين خيابانها باعث تغيير نشانه هاي مجموعه زيادي ازقبرها ازجمله قبر شهيد صدر شدند و قبر اين بزرگوار در وسط يكي ازاين خيابانها افتاد.

   خياباني كه برروي قبر شهيد محمد باقر صدر كشيده شده بود

جاده منتهي بر روي قبر شهيد محمد باقر صدر

طي انتفاضه شعبانيه عليه رژيم صدام ، ماموران امنيتي ، عباس بلاش رادرمنطقه خان المخضر دستگير و درمورد اينكه آيا درباره قبر صدرباكسي صحبتي كرده است يانه ، ازاو بازجوئي كردند . اومطلقا موضوع راانكار كرد و بعداز تحمل انواع شكنجه ها اززندان آزاد شد.

پيدا كردن مجدد قبر پس از صاف كردن آن:

هنگامي كه سيد كامل محمد علي رحيم عميدي موضوع باخاك يكسان كردن گور سيد صدررا فهميدند ، به اين فكر افتاد كه راهي براي حفظ جسد ايشان پيدا كند ، ازاين رو به قبركن اولي يعني عباس بلاش خضير بركاوي نزديك شدتا محل گور را به وي نشان دهد و جسد را به جاي ديگري منتقل كنند. ازسوي ديگر عباس بلاش توانسته بود مجددا ازطريق گوركن ديگري به نام رسول كواخه ، محل قبر سيد صدر راشناسايي كند. رسول كواخه به اتفاق رويضي روي اين قبر نشانه اي گذاشته بودند.

درماه مارس 1994 ميلادي ( رمضان - شوال 1414 هجري قمري) شخصي به نام حميد علوان خوير كه ازدوستان عباس بلاش بود ، براي اي پيغام فرستاد ومحل قبر سيد صدر راازاو سئوال كرد. وي نخست ازدادن پاسخ امتناع كردوگفت (ازاين قبرچه مي خواهيد ؟ ) اين شخص در پاسخ پاسخ داد يكي ازدوستان مي خواهد آن را زيارت كند.

چند روز بعد سيد كامل عميدي نزد عباس بلاش رفت و موضوع رابا او درميان گذاشت . عباس پس ازتامل گفت سيدكامل ! اين كار شماگردن زدن درپي خواهد داشت . ولي انجام اين مهم راپذيرفت وگفت ، شهيد صدر درلحدسوي ولايت و شخصي ديگر به سوي بيابان آراميده اند. و سنگ لحد شهيد صدر بسته نشده است بلكه بازمانده و خاك ازهر سوي وارد آن ميشود و بر روي ابروي سمت راست وي يك شكاف ديده مي شود و محاسن وي نيز سوخته است . اما آن پيكر ديگر برروي لحدش قطعه چوبي قراردارد و دريك قطعه نايلون پيچيده شده است . سپس عباس بلاش پرسيد : آيا فتوايي ازعلما گرفته شده است ؟ پاسخ كاملا منفي بود.

اجازه گرفتن انتقال پيكر ازمراجع وهمسر سيد صدر

سيد كامل عميدي نزد سيده ام جعفر همسر سيد صدر رفت وموضوع انتقال پيكر صدررا باايشان مطرح كرد و ايشان هم موافقت نمودند.

درون قبر شهيد محمد باقر صدربراي اولين انتقال

درون قبر شهيد محمد باقر صدر

همچنين از شاگر سيد حسين بحرالعلوم خواست تا نزدايشان برود و بگويد كه قبر يكي ازروحانيون اوسط عوامل بعثي منهدم شده است ودرخيابان قرر گرفته است. آيا اجازه مي دهيد پيكر ايشان را ازاين مكان خارج نموده ودرجاي ديگري دفن كنيم ؟ كه سيد بحرالعلوم پاسخ داده بودند بقاي جسددراين محل ، هتك حرمت ايشان است . برو آن را خارج كن ، حتي اگر جسد سيد محمد باقر صدر باشد.

سيد عميدي پس از دريافت اجازه اين كار موضوع را به سيدالرحيم الشوكي وسيدمحمد صالح حكيم ، برادرسيد محمد سعيد حكيم ، مرجع كنوني واز سيدمحمد صالح خواست كه ازبرادرش هم اجازه بگيرد ، ولي نام صاحب جسد رابه او فاش نكرد . وي ازسيد كامل خواست كه نام صاحب پيكر را بگويد ، اماسيد كامل نپذيرفت ونامبرده بعدازسقوط رژيم صدام ، نام صاحب پيكر رافهميد.

تهيه تابوت وكفن

قبل ازانتقال جسد برحسب تصادف جسد يكي ازعلماي هند كه براي مقبره خصوصي در حرم علوي اورده بودند مورد ممانعت ماموران بعثي صدام قرارگرفت و جسد را در وادي سلام دفن كردند و تابوت ان را درمسجد شيخ طوسي باقي گذاشتند وسيد كامل بامشاهده اين تابوت پارچه نوشته اي كه روي آن جمله لااله الاالله محمد رسول الله نوشته شده بود از حاج حسن متولي مسجد اجازه استفاده ازآن راگرفت.

تابوت شهيد محمد باقر صدر

تابوت محمد باقر صدر

عمليات نخستين انتقال جسد:

قرار شد انتقال پيكر درروز 7 صفر 1415 هجري قمري مصادف با 1994/7/17 ميلادي انجام شود. شاهدان اين عمليات كه از ساعت 8 صلح اجراشد ، شش نفر وعبارت بودند از : 1- قبركن اولي عباس بلاش خضير ركابي 2- سيد كامل محمد علي رحيم عميدي 3- سرهنگ حمزه عباس نسيباوي (ابوهدي) 4- ابوحيدر ازدوستان ابوهدي 5- سيد فاضل ابوالجسام موسوي ايحاوي ازاهالي كوفه كه ازعمليات اخراج جسد عكس گرفت 6- مرتضي فرزند سيد كامل عميدي

درحال انتقال پيكر شهيد محمد باقر صدر

جسد شهيد محمد باقر صدر

عباس بلاش قبر را كه درنزديكي باجه اطلاعات دركنار درب ورودي غربي قبرستان وادي السلام قرارداشت ، تعريض كرد تا امكان دفن پيكر فراهم شود ، سپس سيد كامل عميدي وارد قبر شد ، ولي به زودي به علت شنيدن صداهايي يا گريه وترس از قبر خارج شد و پس از ازآرام شدن ، همراه عباس بلاش مجددا وارد قبر شد . آنها سيد صدر را ديدند كه انگار به تازگي دفن شده بود وجسد وي روبه حرم اما علي (ع) قرار داشت و دركنار وي جسد يكي از شهداي كه رو به بيابان بود ، قرار داشت . سيد كامل خاك رااز روي جسد سد صدر كه طبق رو به معمولي دفن نشده بود كنار زد. عباس بلاش ، پس ازقرار دادن كفن زير جسد، آن رابه طرف چپ برگرداند تابه پشت قرار بگيرد، درصورتي كه قبلا به طرف راست قرارداشت. وي به صورت سيد صدرنگاه كرد و ديد كه ازپشت سر ، گردنش رابريده اند وسوراخي را روي ابرو راستش مشاهده كرد كه با پنبه پر شده بود و جاي سه ضربه چاقو نيز درسينه اش ديده مي شد و نصف محاسن وي سوخته بود.

تشييع پيكر محمد باقر صدر

 وي قطعه پنبه راازروي ابرويش برداشت .ناگهان قطرات خون خودبه خودجاري شدند. پس ازاينكه جسدرادرلبه قبرگذاشت خونهاي خشك شده آغشته به خاك رامشاهده كرد. سيد كامل هنوز اين خونها راهمراه پنبه و تابوت و قطعه پارچه رانزدخودنگهداري مي كند. همچنين مقداري ازمحاسن سيد صدر نزد حاج علي حلي نگهداري مي شود.(پس ازسقوط صدام دكتر مجاهد هاشمي نمونه اي ازخون به دست امده ازقبر شهيد سيد صدر ونمونه اي از خون دخترش صبا راگرفت و به ازمايشگاهي درلندن ارسال كرد پاسخ حكايت از مطابقت اين دوخون داشت.

  پيكر شهيد محمد باقر صدر براي طواف در حرم حضرت علي

طواف جسدشهيد محمد باقر صدر در حرم امام علي

پس از بيرون اوردن پيكر شهيد صدر ، ان را توسط يك ماشين كروناي سفيد رنگ متعلق به سيد حسين بحرالعلوم براي طواف به حرم حضرت اميرالمومنين عليه السلام منتقل نمودند.سيد كامل قبلا ازپسر خواهر خود(زهير عميدي) خواسته بود كه جاده منتهي به مرقد امام علي عليه السلام رامراقبت كند.آنها سه بار پيكر شهيد صدر رادور حرم شريف طواف دادند و براي او زيارت امين الله خواندند.

پيكر شهيد محمد باقر صدر براي طواف درحرم امام علي

پس از آن سيد صدر رابه وادي السلام برگرداندندودرقطعه اي كه براي او خريداري كرده بودند به خاك سپردند و به منظور پوشش لوحي را روي آن گذاشتند كه بروي آن نوشته بود « مرحوم سيدمحمد علي عميدي : تاريخ وفات 1980/5/16» اين نام پدر سيد كامل بود.

پيكر محمر باقر صدر

پس از انتقال پيكر شهيد صدر خانواده صدر ويك سري از مريدان وعلما به زيارت قبر ايشان رفتند

انتقال دوباره پيكر شهيدصدردرسال 1997:

پس ازمدتي قبركن اولي بلاش همه جا ادرس محل جسدسيد صدر را منتشر مي كرد و دوستان او به زيارت قبر وي مي رفتند، ازجمله تعدادي ازپليس امدادي ، محصوصا عبدالمنعم كاظم زبرجاوي ويك مامور به نام همزه. اين موضوع باعث نگراني سيدكامل شد و تصميم گرفت بدون اطلاع عباس بلاش ، مجددا جسدرا به جاي ديگري منتقل كند و دراين امر ازكمك پسر خواهرش ، سيد زهير عميدي و ويك عكاس ودونفرديگر درخواست كمك گرفت. كه 3 نفر اخري نمي دانستند اين قبر كيست.

انتقال جسد شهيد محمد باقر صدر براي دومين بار

انتقال جسد شهيد محمد باقرصدر براي دومين بار

اين كاردرتاريخ 1997/4/8 ، يعتي 17 سال پس از شهادت سيد صدر آغاز شد . آنها جسد رابه مكاني چسبيده به نكان اول ، يعني حدود يك يا نيم متر دورتر از آن منتقل كردند ولي قبر جديد به صورت يك سرداب كنده شد واين كاردو روز طول كشيد آنها در اين قبر آب مشاهده ورايحه خوشي را استشمام كردند.

هنگامي كه سيد زهير به دنبال اثر به جا مانده ازدستبند درزمان شكنجه شهيد صدر بود متوجه انگشترعقيقي درانگشت كوچك دست راست ايشان مي شود كه برروي آن تعداد گل ونام مبارك محمد نقش بسته بود.

انتقال جسد شهيد محمد باقر صدر براي دومين بار

انتقال جسد شهيد محمد باقرصدر براي دومين بار

پس از اتمام اين كار، قبر رابه صورت نبش شده باقي گذاشتند وعباس بلاش رااحضاركردند وبه اوگفتند كه سيد حسين اسماعيل صدر جسد رابه مقبره خانوادگي برده است.

پس از به دست اوردن انگشتر سيد صدر ، سيدكامل عميدي ازسيد حسين اسماعيل صدر درموردانگشتر عمويش سول كرد و وي گفت كه يك انگشتر نقره عقيق يماني بودكه برروي آن تعداد شش گل كه نام پيامبر در وسط آن قرار داشت نقش بسته است كه نامبرده تصديق كرد كه اين همان انگشتر سيد صدر مي باشد.همچنين سيد كامل نزد خانم جعفر صدر هم كه رفته بود ايشان قبل از نشان دادن انگشتر تمامي مشخصات آن رابه به سيد كامل عميدي گفتند.

انگشتر سيد محمد باقر صدركه در انتقال جسد براي دومين بار ازدستش بيرون امد

انگشتر شهيد محمد باقر صدر

درماه رمضان 1427 هجري قمري ، جسد مطهر به دروازه ورودي شهر نجف اشرف منتقل شدتانهادهاي علمي واجتماعي پيرامون آن ايجاد شود. دراين مورد تمامي قطعه زمين پيرامون قبر ، بدون بازكردن قبر به محل جديد انتقال داده شد.

بعدازسقوط صدام اين مكان زيارتگاه مريدان ومحبين اهل البيت مي باشد.

مزارشهيد محمد باقرصدر

مزارشهيد محمد باقرصدر

ياعلي

نوشته شده توسط وعده صادق |
سفير آتش (قمر استشهاديون علي اشمر )

اينم عيدي ما به دوستان كه به وبلاگ سر مي زنند

حضرت روح الله : اشباب البناني فخر الامت

سالگرد عمليات شهادت طلبانه قمر استشهاديون(علي اشمر)

قمر استشهاديون (علي منيف اشمر)

ستون : مهمات

نام : علي منيف الاشمر

لقب : قمراستشهاديون

محل شهادت : عديسيه - منطقه اشغالي جنوب - لبنان

تاريخ شهادت : يكم فروردين 1357

نحوه شهادت : عمليات استشهادي باماده سي - 4

فیلمی به یاد ماندنی از شهید علی منیف اشمر

فيلم شماره 2 از مجاهد علي اشمر

فيلم وصيت نامه شهادت طلب علي اشمر

البته دراون صحنه يك گزارشگر توانسته بود يك فيلن ازكشته هاي صهيونيصها بگيرد كه متاسفانه اسراييليها فيلم ان را توقيف كردند

علي اشمر دردوران كودكي

تصوير دوران كودكي شهادت طلب علي اشمر(قمراستشهاديون)

چكيده اي ازحيات

شهيد اشمر در يك خانواده مذهبي لبناني در كويت به دنيا آمد. در همان اوان كودكي با احاديث و روايات و فقه شيعه آشنا شد. با پيروزي انقلاب اسلامي شيفته جمهوري اسلامي و حضرت امام خميني (ره) گرديد.
سبه دنبال سوء قصد به جان امير كويت كه همه شيعيان را متهم به اين امر كردند, شهيد اشمر به همراه خانواده پس از 25سال به وطن و جنوب بيروت بازگشتند و مدتي بعد وارد مقاومت اسلامي شد.
پس از طي دوره‌هاي عقيدتي- نظامي به گروه شهادت طلبان مقاومت پيوست
و سرانجام سال 1375 طي يك عمليات شهادت طلبانه در منطقه عديسه- ربت ثلاثين به لقاء الله پيوست. روحش شاد و روانش پر درود باد.. ابوعصام اشمر پدر اين مجاهد شهادت طلب بعدها كه به تهران آمد درديدار ازخانواده شهاد ت طلب ايراني حسين فهميده به پدر ايشان متذكر شدند كه فرزند من شاگر فرزند شماست واين كارا ازفرزند شما آموخته است.

 علي اشمر با برادرانش

علي اشمر بابرادرانش

خاطره : سلام آخر

قرار بود علی منیف اشمر یك پایگاه اسراییل را، طی یك عملیات استشهادی نابود كند. ما از دور او را با دوربین زیر نظر داشتیم. تا نزدیكی‌های پایگاه آمده بود. ناگهان متوقف شد. دستش را بالا آورد. انگار داشت به كسی سلام می‌كرد و احترام می‌گذاشت. بعد به سوی پایگاه حركت كرد و عملیات با موفقیت انجام شد و به شهادت رسید.

برای ما سؤال شده بود كه آن حركت علی چه مفهومی داشت تا اینكه یكی از دوستانش خواب او را دید. از او پرسیده بود چرا توقف كردی و دستت را بالا بردی؟ علی گفته بود امام زمان (ع) را در مقابل خود دیدم و به ایشان سلام كردم

 علي اشمر دردوران جواني

وعده شهادت از زبان مقام معظم رهبری

بعد از شهادت علی منیف اشمر، محمد برادرش به همراه خانواده برای دیدار آقا به ایران آمدند. در آن دیدار آقا گفتند تو هم به زودی به برادرت می‌پیوندی. او به درستی معنی این جمله را نفهمید تا اینكه هفته بعد از دیدار، او را برای انجام عملیات استشهادی فراخواندند بدون آنكه رهبری و خودش از انجام این عملیات توسط محمد با خبر باشند

خاطره اي ازنحوه عمليات

مطلبی را از پدر شهید «علی‌منیف اشمر» از استشهادیون لبنان، شنیدم كه خیلی جالب است. علی‌اشمر در یك عملیات استشهادی در مثلث طیبه، عدیسه و رب ثلاثین به شهادت رسید.
موقع عملیات، یك نفر روی تپه بود و از علی اشمر فیلمبرداری می‌كرد كه می‌خواهد خودش را در میان یك كاروان نظامیان اشغالگر منفجر كند.

علي اشمر بابرادر بزرگترش شهيد محمد منيف اشمر

علي اشمر بابرادر شهيدش محمد منيف اشمر


شناسایی‌ها انجام شده بود كه كاروان نیروهای اسرائیل در یك ساعات خاصی از آنجا رد می‌شود و علی باید خودش را منفجر می‌كرد. فیلمبردار، با تیراندازی مزدوران اسرائیل از موقعیت خودش خارج می‌شود و نمی‌تواند فیلم بگیرد. علی اشمر در موقعیت از پیش هماهنگ شده مستقر بود كه كاروان سر می‌رسد. با بی‌سیم به او اطلاع می‌دهند كه عملیات را شروع كند، اما پاسخی نمی‌شنوند. هر چه بی‌سیم می‌زنند علی جواب نمی‌دهد. كاروان صهیونیست‌ها كه از سه‌راهی رد می‌شود، علی تازه بی‌سیمش را جواب می‌دهد. می‌پرسند كجا بودی؟ می‌گوید داشتم نماز می‌خواندم. نماز برای چی؟ نماز شكر می‌خواندم. می‌گویند ما این همه تلاش كردیم تا به این برنامه‌ریزی رسیدیم. می‌گوید: صبر كنید، این كاروان بازخواهد گشت و من باید اینها را بكشم. می‌گویند ما شناسایی كردیم، مسیر این كاروان همین بوده و بازنمی‌گردد. علی به آنها اطمینان می‌دهد كه كاروان بازمی‌گردد و من عملیات را با موفقیت تمام می‌كنم.

محل عمليات مجاهدشهادت طلب علي اشمر 

محل عمليات شهادت طلبان علي اشمر- عديسيه


رفیق فیلمبردارش كه از معركه گریخته بود، می‌گوید: بعد از عملیات، خواب علی را دیدم. گفت: تو نباید فیلمبرداری می‌كردی از من، تو نباید من را می‌دیدی. گفتم: چرا؟ گفت: من وقتی این طرف جاده نشسته بودم، عزرائیل با یک چهرة بسيار زیبا روبه‌روی من نشسته بود. من این طرف جاده نشسته بودم و عزرائیل آن طرف. عزرائیل به من گفت: تو حالا باید بیایی پهلوی من. این كاروان كه می‌رود، برمی‌گردد و آن موقع تو خودت را وسط كاروان منفجر خواهی کرد.
كاروان وقتی بازمی‌گردد، علی كه لباس نیروهای مزدور اسرائیل را پوشیده بود، جلو می‌رود و سلام نظامی می‌دهد. یکی از مزدوران به او شك می‌كند كه نیروهای ما اینجا چه می‌كنند؟‌اینجا نه دژبانی داریم، نه پایگاه. و تا می‌آید اقدامی بكند، علی خودش را به ماشین فرماندهی می‌كوبد و منفجر می‌كند

مجاهد شهادت طلب علي اشمر(قمر استشهاديون)

علي اشمر درحال زيارت

خاطره اي اززبان حاج سعيد قاسمي

حسين فهميده ، من عمق اين حركت رو اونجا متوجه شدم ، لبنان بودم رفتيم منزل پدر دو تا شهيدي كه بچه هاش عمليات استشهادي كرده بودن به نام علي اشمر (قمر الاستشهاديون) اين بچه اينقدر خوشگل بود و زيبا هست به نام ماه استشهاديون به نام قمر الاستشهاديون معروفه ابو عصام اشمر پدر اين شهيد ما رفتيم خونشون و عرض ادبي بكنيم ما.  اهلا و سهلا ، گفت كه من ميدونم تو اينور و اونور ميري صحبت ميكني دو نكته رو بايستي يادت باشه يكي اين كه پات ايران رسيد ميري حرم حضرت روح الله دو ركعت نماز به جاي من به جا مياري ميگي آقا روح الله دمت گرم ما به بركت تو شيعه ی واقعي شديم البته ما قبلا شيعه بوديم ، از زمان ابوذر جبل عاملي ها شيعه اند. اما تو كه آمدي داستان ما فرق كرد تازه فهميديم شيعه واقعي يعني چي؟ نكته ي دوم اين كه ازت نميگذرم باید هر جا كه رفتي و اسم

 مزار شهيد محمد منيف اشمر

بچه منو بردي و خواستي داستان رو تعريف كني براشون ، ميدونيد ، پسرش به خودش بمب بست و رفت تو يه ستون اسرائيلي و زد 13 تا از اسرائيلي ها رو به درك واصل كرد گفت هر جا رفتي راجع به پسر من صحبت كردي به جماعت ميگي كه جماعت! پسر من شاگرد مكتب حسين فهميده است.
من يه دفعه همينجوري موندم!  گفتم حاجي! مگه شما ميشناسيد حسين فهميده رو ؟!!!
اينقدر ناراحت شد از دست من . گفت ما نميشناسيم ؟!! مگه امام راجع به اون نگفت : به من رهبر نگوئيد رهبر ما طفل سيزده ساله ايست كه با نثار و اهداء جان خود چنين حماسه اي را ايجاد كرد.

درحال نوشتن وصيت نامه خود

علي اشمر درحال نوشتن وصيت نامه خود
مولاي‌ من‌، يا صاحب‌ الزمان‌(عج‌)!

چقدر آروز داشتم‌ كه‌ شهادتم‌ در مقابل‌ ديدگان‌ و وجود مبارك‌ شما باشد؛
ولي‌ طولاني‌ بودن‌ غيبت‌ شما و اشتياق‌ من‌ به‌ مولا و سرورانم‌ و اجداد پاكت‌،

موجب‌ شد كه‌ نتوانم‌ بيش‌ از اين‌ در انتظار بمانم‌.
از خداوند مي‌خواهم‌ كه‌ با اين‌ شهادت‌،

اجر شهادت‌ در ركاب‌ شريف‌ شما را به‌ من‌ عطا فرمايد

ياعلي

نوشته شده توسط وعده صادق |
فهرست اصلي
آرشيو مطالب
امکانات
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنيد! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها! لينک RSS





5 عكس گرافيكي ازحزب الله

عكس 1
عكس 2
عكس 3
عكس 4
عكس 5

Copyright © 2006 All Rights Reserved by mersademruz.Blogfa.com